تبليغاتX
چراغ دل
چراغ دل
فرهنگ و سياست
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 توسط علی جعفری |

براستی روز مادر راچگونه می گذرانیم؟ روزی که مفتخر به تقارن با میلاد حضرت فاطمه (س) است. چقدر از این بانوی دو عالم شناخت داریم و چقدر در الگو سازی ایشان برای زنان و مادران قدم بر می داریم؟

ارزش نهادن به مقام مادر و مقام زن در چنین روزی بسیار گرانقدر است و البته واجب ، اما این همه ی آن چیزی نیست که چنین روزی را روز مادر نامیدند.

حضرت فاطمه زهرا (س) صرفا اسوه ای برای یک قشر و یا محدود به زمان و مکان خاصی نیستند بلکه الگو و نمونه ای برای همه بشریت در همه زمان هاست. ایشان نمونه ی واقعی انسان کامل است که خداوند ایشان را که یک زن بود انتخاب کرد تا پیغامی برای جامعه زنان باشد که آنها قله افتخارات و افق دید خود را ببینند ، بشناسند و به سوی آن حرکت کنند. ایشان در زمانی به دنیا آمدند که اوج تحقیر زن بود. البته تحقیر زن همچنان در جوامع مدعی تمدن ادامه دارد که شخصیت واقعی زن را در حد یک کالای تبلیغاتی و حتی بسیار پایین تر از آن که این نوشتار را در شان بیان آن نیست پایین آورده اند.

امروز نیاز جامعه جهانی معرفی و شناخت حضرت زهراست. شناخت این بانوی عزیز اسلام یعنی شناخت معارف توحیدی ، شناخت مکارم اخلاقی ، شناخت ارزش های انسانی و شناخت حقیقت زن است. بانویی که اعتدال را در رسیدن به انسانیت به بروز و ظهور رسانده است . ایشان یک همسر خوب در خانه ، یک مادر خوب برای فرزندان ، یک معلم تربیت و اخلاق ، عابد و پارسا ، اهل و علم و عمل ، تاثیرگذار و دلسوز برای جامعه ، سیاستمدار و با بصیرت ، سخندان و سخنران و حاضر در صحنه در نهایت عفت ، حیا و حجاب اسلامی در مواقع حساس بودند.

امروز وقتی ما روز میلاد ایشان را به نام روز مادر می نامیم نباید فقط جنبه مادرانه ایشان را مطرح کنیم. حتی متاسفانه گاهی اوقات در این روز اصل مطلب هم به فراموشی سپرده می شود و ملاحظه می کنیم که تبریک میلاد چنین عظمتی در حاشیه قرار می گیرد و تبریک ها صرفا به بانوان و مادران جامعه اختصاص پیدا می کند. این تبریک ها زمانی معنای واقعی پیدا می کند که بانوان و مادران جامعه ی ما در رفتارشان و مسیر اخلاقی و تربیتشان نگاهی به چنین اسوه ای داشته باشند.

هرچند رسیدن به جایگاه حضرت فاطمه دست نیافتنی است ولی حرکت کردن در مسیر ایشان باعث می شود جامعه ما به سمت تعالی و عزت حرکت کند چرا که مادران پرورش دهنده و تربیت کننده نسل های بعدی جامعه هستند که به قول مقام معظم رهبری : زن مگو مرد آفرین روزگار .

متاسفانه امروز در جامعه مشاهده می شود که بخشی از زنان و دختران ، الگوهای ناسالم و بیمار غربی را به اسوه های متعالی همچون فاطمه (س) ترجیح می دهند و در روز مادر هم چنین روزی را بدون نگاه به حقیقت این روز جشن می گیرند که این موضوع برای آینده جامعه ما چندان خوشایند نیست. گرامیداشت روز مادر و یا روز زن با حرکت به سوی حقیقت فاطمه زهرا معنا پیدا می کند و ان شاء الله مسئولین فرهنگی کشور اعم از حوزوی ها ، دولتی ها ، دانشگاهی ها و آموز ش و پرورشی ها در محکم کردن پایه های فرهنگ فاطمی در بین بانوان جامعه گام اساسی بردارند.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 بهمن1390 توسط علی جعفری |

امشب خبر جالبی از اروپا به گوشمان رسید!

سران بی دست و پای اروپا که از اداره مملکت خودشان عاجز مانده اند ، گویا قصد ندارند از شوخی گری و مضحكه بازي دست بردارند و در مجالس رسمي بين المللي خودشان به جاي اينكه به معضلات خود رسيدگي كنند به لودگي مي پردازند و بحث شيرين تحريم را اين بار با تصميم گيري در رابطه با تحريم نفت ايران ادامه داده اند!

البته ما ايراني ها هم اهل شوخي و خنده هستيم ولي در قبال اين شوخي ها خيلي جدي مي شويم... به خصوص اينكه اين روزها به خاطر مصطفاي شهيد دلمان از آنها به درد آمده است.

در رابطه با تحريم نفتي ايران ۲ مطلب وجود دارد:

يكي اينكه ايران با از دست دادن بازار اروپا ، صاحب بازارهاي ديگري مي شود و از اين حيث ضرري نمي بيند.

دوم اينكه اين اروپاست كه از چنين اقدامي دچار تزلزل مي شود و در بحران مالي دچار زيان بيشتري مي شود.

من به عنوان يك جوان ايراني از مسئولين كشور مي خواهم كه در قبال چنين اقداماتي ، آرام ننشينند و درست است كه آنها فقط قصد به راه انداختن جنگ رواني دارند ولي ايران بايد جدي برخورد كند و از اين طرح آنها استقبال كند و با پیش دستی کنترل عمل را به دست بگیرد و فروش نفت به آنها را تحريم كند و از طرفي تنگه هرمز را هم براي مدتي ببندد تا ببينيم كه چطور به دست و پا مي افتند...

مگر آقا نفرمودند كه ما در شرايط جنگ خيبريم؟

الآن موقع محاصره كردن خيبريان و فشار وارد كردن به آنهاست. لطفا مسئولين كشور به حكم اين كليد واژه ي آقا ، درب خيبر را بگشايند و به آنها بفهمانند كه ما امت پيامبريم و مولايمان عليست ، همان كه درب خيبر را از جا كند.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 دی1390 توسط علی جعفری |

باز هم انتخابات نزديك شد و هياهو هاي پيراموني آن هم شدت گرفت. هر روز اظهارنظرات متفاوت از سايت و خبرگزاري ها ديده مي شه و بعضي از حرف ها هم حسابي اعصاب آدم رو خط خطي مي كنه!

در مورد اصلاح طلبا كه اصلا نمي خوام صحبت كنم چرا كه فاتحشون رو خوندم. چند وقت پيش بود كه با يكي از نماينده هاي فعلي كه اصلاح طلب هم هست صحبت كردم. خودش بهم گفت لفظ فتنه رو قبول نداره ! حالا كه خوب نگاه مي كنم مي بينم همه اين اصلاح طلبا اينطور فكر مي كنند. ريز و درشتشون مي خواهند وارد مجلس بشوند كه نكنه خداي نكرده يك زماني در كشور آتيش فتنه خاموش بشه !!! خب بايد باشن ديگه...

اما دلم مي خواد در مورد اصولگرايي و اصولگرايان صحبت كنم. اصولگرايي در كلام نيست بلكه در عمل است. حتي با اصل اصلاح طلبي هم نبايد مشكل داشت. اصلاح طلبي هم در حكومت نيازه و حكم تنفس رو داره اما بعضي ها ميخوان اصول رو اصلاح كنند! اصلاح طلبي كه در جمهوري اسلامي ايران شكل گرفته در واقع يك جريان اپوزیسيون داخليه كه نمي خوام واردش بشم. اينجاست كه اصولگرايي بايد وارد ميدان بشه و از اصول دفاع كنه و هر كسي هم كه ادعاي پايبندي به اصول و ارزش ها رو داره بايد با جان و دل به ميدان بياد نه اينكه وسط راه كم بياره.

اول اينكه براي پيشبرد آرمان هاي اصولگرايي بايد افرادي تحت لواي آن در بيايند كه با بصيرت و با معرفت باشند. ارزش ها رو كاملا درك كنند و فقط به خاطر برخي باند بازي ها و قاطي شدن با اصحاب قدرت و غيره به اين جريانات وارد نشوند.

دوم اينكه در اين راه ، وحدت لازم است اما نه وحدت اصولگرايان بلكه وحدت اصولگرايي. آيا نميشه برخي از كساني كه از اول اشتباهي وارد اين جريان شدند و هزينه هايي هم رو دست نظام گذاشتند رو كنار گذاشت و درصد خلوص اين جريان رو بالا برد؟ يا مثلا نميشه افرادي كه از اول يكمي اصولگرا بودند و بعدها بدجوري لغزيدند رو يكمي تنبيه كرد؟ مگر ايام سياه مجلس هشتم توسط چه كساني خلق شد؟ مگر ساكتين فتنه لقب اصلاح طلب هاست؟ مگر نداي « أين عمار» آقا خطاب به چه كساني بود؟

حالا برخي بزرگان اومدند و جبهه متحد اصولگرايان رو تعريف كردند. حرفشان متين ولي اجازه بدهند كه بتوان به آنها انتقاد كرد و ازشان ايراد گرفت. مثلا برخي از اين آقايون كه ميخواهند با آن ها وحدت كنند چند سالي بود كه تو يه تيم ديگه داشتند توپ مي زدند! بعضي هاشون كه مي نشستند ببينند آقا چي ميگه بعد می رفتند تا خلافشو عمل كنند. اينا همون هايي بودن كه موج ياس و نااميدي رو با مارك كارشناسي بين مردم ايجاد مي كردند. حالا چي شده كه به خاطر اونها برخي از نيروهاي مخلص و ولايي وحدت شكن شدند؟ اين وحدت شكن ها همون هايي هستند كه نزد فتنه گرها مبغوض تر هستند نه اينكه افرادي باشند كه هر از گاهي مورد تعريف و تمجيد فتنه گرهاي داخلي و خارجي قرار گرفتند. حالا اگر سروصداهاي جبهه پايداري نبود نميشد حدس زد كه چه كساني قرار بود در اين ليست متحدان قرار بگيرند!

امروز خوندم كه يكي از اين آقايون جبهه متحدي گفته: وحدت يك استراتژي است. خب بله وحدت يك استراتژي است. اصلا به همين خاطر ميگيم كه با همه نبايد وحدت كرد. اگر در يك وحدت روزنه هاي تاريك ديده بشه آروم آروم از درون رشد ميكنه و اون روزنه به شكاف هاي بزرگي تبديل ميشه كه بعدا نميشه جمعش كرد. پس بهتره همين الآن كه در ابتداي راه هستند بر روي اصول وحدت كنند تا خود به خود برخي از اضافات و برخي از رانت ها و برخي از امتيازدهي ها حذف بشوند تا ديگر روزي نيايد كه مجلس اصولگرايي داشته باشيم كه فقط یک مثال از کج روی هایش این باشد که مجلس اصولگرای هشتم خالق روزهايي همچون يكشنبه سياه بود.

با اين مدل وحدت جبهه متحد اصولگرايي ، ما باز هم با چالش هاي جدي در آينده مواجه خواهيم بود. اما پيش بيني مي كنم در بسياري از شهرها (به خصوص تهران) ليست جبهه پايداري پيروز انتخابات باشد و اكثر كرسي هاي مجلس به آنها برسد و به لطف خدا در جريان سازي هاي آينده هم تاثير گزار باشد كه مجلس تنها مقدمه اين حضور و تاثير گزاري است.

اما در آخر اينكه ما بايد به مجلسي بينديشيم كه همه نمايندگان آن ، پايبند به اصول و ارزش ها و داراي درجه خاصي از علم و فقه و به دور از هرگونه نزديكي با اصحاب قدرت و ثروت باشد و در راي هايمان كه به صندوق مي اندازيم بايد آن را لحاظ كنيم.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 دی1390 توسط علی جعفری |

باز هم ترور ، شهادت ،‌افتخار و بيداري ...

ديروز دل ملت ايران و امت اسلام به درد آمد ولي همه ي ما نيك مي دانيم كه ديروز ،‌ شهيد احمدي روشن ، فرزند دانشمند ايران زمين ، در اربعين حسيني مهمان حضرت سيدالشهدا شد و به قافله شهدا پيوست ...

مقام معظم رهبري چه زيبا فرمودند : شهادت دُرّ گرانبهایی است که بعد از جنگ به هر کس نمی دهند.

به مناسبت اين عروج ملكوتي ورقي زدم بر صحيفه امام خميني (ره) ، جايي كه امام به مناسبت شهادت استاد مطهري لب به سخن گشودند.

جلد هـفتم - صفحه 183 -  بكشيد ما را؛ ملت ما بيدارتر مي شود

و هرچه ستمكاري بيشتر باشد، دين عدل بيشتر تاييد مي شود. ظالم با اعمال ظالمانه خودش دين عدل را تاييد مي كند؛ و لايزال اينطور بوده است . فرعون با فرعونيت وطغيانش دين موسي را تاييد مي كند، و ابوسفيان با طغيان ، دين رسول اكرم را تاييدمي كند؛ و محمدرضا با طغيان و عصيان و جور و ستم ، دين اسلام را تاييد مي كند. خداهمان طوري كه از قشر متفكرين روحاني تاييد مي شود. . . ، خداي تبارك و تعالي مي فرمايد كه از قشرهاي فاسد هم ، از رجل فاجر هم ، دين اسلام و دين خدا تاييدمي شود؛ و آن به همين معناست كه گفتم . نه تاييد مي كند؛ تاييد "مي شود": لايزال يويد هذاالدين بالرجل الفاجر.

بكشيد ما را؛ ملت ما بيدارتر مي شود

اين رجل فاجري كه خون عزيز ما را به زمين ريخت ، تاييد كرد دين خدا را. يعني خدادين خودش را به او تاييد كرد. با ريختن خون عزيز ما، تاييد شد انقلاب ما. اين انقلاب بايد زنده بماند، اين نهضت بايد زنده بماند، و زنده ماندنش به اين خونريزيهاست .بريزيد خونها را؛ زندگي ما دوام پيدا مي كند. بكشيد ما را؛ ملت ما بيدارتر مي شود. ما ازمرگ نمي ترسيم ؛ و شما هم از مرگ ما صرفه نداريد. دليل عجز شماست كه در سياهي شب ، متفكران ما را مي كشيد. براي اينكه منطق نداريد. اگر منطق داشتيد كه صحبت مي كرديد؛ مباحثه مي كرديد. لكن منطق نداريد، منطق شما ترور است ! منطق اسلام تروررا باطل مي داند. اسلام منطق دارد؛ لكن با ترور شخصيتهاي بزرگ ما، شخصهاي بزرگ ما، اسلام ما تاييد مي شود.

نهضت ما زنده شد. تمام اقشار ايران ، باز زندگي از سر گرفت . اگر يك سستي ، ضعفي پيدا كرده بود، زنده شد. اگر نبود شهادت اين مرد بزرگ ، و اگر مرده بود اين مرد بزرگ در بستر خودش ، اين تاييد نمي شد؛ اين موج برنمي خاست . الان موجي در همه دنيا، همه دنيا، همه دنيايي كه به اسلام علاقه دارند، اين موج بلند شد. ساير كشورها هم ؛ برادران آن كه مردن پيش چشمش "تهلكه " است نهي "لا تلقوا" بگيرد او به دست

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

خداوند شما را تاييد كند. خداوند برادرهاي ما را، خواهرهاي ما را تاييد كند؛ كه همه براي اسلام مفيد هستيد و همه نهضت را به پيش برديد. الان هم همه با هم به پيش !

مردن تهلكه نيست ؛ مردن حيات است . آن عالم ، حيات است ؛ اين عالم مرده است . ازمردن نترسيد، و نمي ترسيم . آنها بايد بترسند كه مردن را از بين رفتن مي دانند؛ هلاك و فنامي دانند. چرا مسلمين از موت بترسند؟ چرا علما از موت بترسند؟ اين مكتب باقي است ؛مكتب اسلام باقي است ؛ اين نهضت باقي است ، تا اين ريشه هاي گنديده هم زير خاك بروند؛ تا اين ريشه هاي گنديده هم قطع بشوند؛ تا اين توطئه هاي ضعيف هم خنثي بشوند.

------------------------------------------------------------------------------------------

امام در جايي ديگر فرمودند : راه و رسم شهادت كور شدني نيست.

اين پيام محكمي براي آن گرگ صفتاني است كه فكر مي كنند با اين جنايات مي توانند جلوي حركت مقتدرانه ملت ايران را بگيرند.

و امروز اين است پيام ما به آنان:

بكشيد ما را ، ملت ما بيدار تر مي شود و بدانيد كه راه و رسم شهادت كور شدني نيست.

نوشته شده در تاريخ شنبه 10 دی1390 توسط علی جعفری |

سالهاست تبليغات زيادي براي زمينه سازي آغاز يك سري اتفاقات (شايد از پيش تعيين شده) در سال 2012 مي شود. اتفاقاتي كه به بهانه پيش بيني هاي نوستراداموس يهودي فراماسون رقم خواهد خورد. آخرين نبرد خير و شر نامي است كه به اين سناريو داده اند و حتي فيلم 2012 را هم با تبليغات فراوان و براي آمادگي جهانيان براي اين نبرد ، در سطح جهاني اكران كرده اند. فيلمي كه منجي جهان را امريكا و شايد جهان غرب معرفي مي كند!

اما حقيقت چيست و اين سناريو تا به حال به كجا رسيده است؟

مسلما براي چنين رخدادهاي بزرگي يك برنامه ريزي چند ساله بايد انجام شود تا در زمان معين از آن بهره برداري شود. طرح خاورميانه بزرگ كه به نوعي از بوش پدر آغاز شد و تا پايان دوره بوش پسر و با لشكركشي به افغانستان و عراق پيگيري شد نتيجه اي جز گير افتادن در باتلاقي بزرگ در پي نداشت و اوباما هم نتوانست اين پروژه را مديريت كند.

در بحبوحه تبليغات فراوان غربي ها براي طرح خاورميانه بزرگ ، مقام معظم رهبري فرمودند كه خاورميانه جديد شكل خواهد گرفت اما نه خاورميانه امريكايي بلكه خاورميانه اسلامي.

ديري نگذشت كه سال 2011 ميلادي آغاز شد ... تحولات در منطقه شروع شد. زلزله هاي بزرگي يكي پس از ديگري به وقوع پيوست و اتفاقا جاهايي را لرزاند كه امريكا بر روي ثبات آن ها برنامه ريزي كرده بود و در پي آن مهره هايي تلف شدند كه شاه مهره هاي امريكا و توطئه گران جهاني در منطقه بودند. كنترل از دستان غرب خارج شد چرا كه آنها حركت هاي خروشان ملت هاي مسلمان منطقه را پيش بيني نكرده بودند.

در طول كمتر از يك سال 3 حاكم دست نشانده و مزدور آنها سرنگون شدند و اسلام گرايان در آنجا به قدرت رسيدند و 4 مزدور ديگر هم با قيام مردمي مواجه شدند و در شرف سرنگوني هستند ، ضمن اينكه بحران اقتصادي در غرب فراگير شد و قيام جهاني تسخير وال استريت شكل گرفت و امريكا لشكريان خود را از عراق خارج كرد و اين شد مقدمه اي براي سال 2012 موعود !

اما مسلم است كه آنها آسوده نمي نشينند و درصدد مديريت فتنه هاي جديدي بر مي آيند كه از آن جمله مي توان به فتنه آفريني در سوريه اشاره كرد. اين طور به نظر مي رسد كه غربي ها به اين راحتي ها دست از سر سوريه بر ندارند و با تمام قوا بر روي آن تمركز كنند تا شايد به نتايجي برسند چراكه مسلط شدن بر سوريه يعني ايجاد شكاف بين جبهه مقاومت و آماده شدن براي گسترده كردن تسلط بر منطقه.

در اينجا مي توان گفت كه بر سر سوريه همين الآن هم نبرد سياسي جبهه حق و باطل شكل گرفته است. جهان غرب با مديريت امريكا و عروسك هايي همچون اتحاديه عرب و تركيه در تقابل با سوريه ، ايران ، لبنان و حتي روسيه قرار گرفته اند. و اين اوضاع زماني پيچيده تر مي شود كه انقلاب هايي كه در منطقه در حال رخ دادن است به نتيجه برسند.

به نظر مي رسد جنگ بين خير و شر از سال 2011 آغاز شده است و سال 2012 بطور جدي تر ادامه يابد. نكته مهم اينجاست كه اين نبرد شكل گرفته با مديريت غرب شروع نشده است بلكه بيداري ملت هاي منطقه آغازگر آن بوده است. اما در اين نبرد ، جمهوري اسلامي ايران نقش موثری خواهد داشت بطوریکه مقدماتي ترين آن مي تواند الگوگیری انقلاب هاي نوپای منطقه از ایران ، در نظام سازي دروني آنها باشد. لذا اولين توطئه هاي پنهاني امريكا هم مي تواند اخلال در اين مورد باشد.

به هر حال سال 2012 در شرايطي آمد كه وضعيت غرب كاملا نامطلوب است و بايد منتظر بود و ديد كه امريكا و مزدورانش چطور در اين گرداب غرق مي شوند چراكه راه نجاتي براي آنها نيست.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 8 دی1390 توسط علی جعفری |

 ديروز يكي از من پرسيد چرا امام زمان غيبت كرد؟ و چرا اينقدر طولاني؟ گفتم : به خاطر مردم. به خاطر اينكه امام معصوم (ع) براي رسيدن به اهداف خودش نياز به ملتي مومن ، بصير ، شجاع ، حاضر در ميدان ، ولي شناس و دلباخته ي ولايت دارد و اگر اين ويژگي ها در امت اسلامي و در يك حكومت نباشد ، بر سر امام زمان همان مي آيد كه بر سر پدران معصومش آمده است. پس بايد زمان بگذرد و ظلم و جور ، طاقت همه را به سر آورد تا شور و اشتياق به ولي عادل دادگستر فراگير شود ، ارزش وجودي امام زمان (عج) در دلهاي مردمان به جوشش در آيد تا زمينه ي ظهور حضرت فراهم شود.

اگر نگاهي به تاريخ صدر اسلام بياندازيم ، ملاحظه مي كنيم هرجايي كه مردم ، ولي زمان خود را تنها گذاشتند و با بي معرفتي و بي بصيرتي و دنيازدگي ، از حق گريزان شدند ، دست شيطان بر آنها مسلط گشت و طعم خفت و خواري را به آنها چشاند. ماجراي جنگ احد بارزترين نمونه ي دنيا زدگي و بي بصيرتي مردم در دوران پيامبر بود. هرچند ماجراهاي پنهاني ديگري هم بود كه تا سقيفه آشكار نشد.

بارها در نوشته هاي خود به سقيفه اشاره كردم و به اين دليل روي آن تاكيد مي كنم كه درس هاي فراواني بايد از آن تلخ ترين اتفاق سياسي تاريخ اسلام گرفت. يك بعد از وقايع پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) مربوط مي شود به انحراف خواص ، نفاق و قدرت طلبي آنها ، ولي مردم مسلمان هم نشين پيامبر كه غدير را ديده بودند مي توانستند با دست رد به سينه آنها ، حق را به كرسي بنشانند. اما نشد. بي بصيرتي و دنيا طلبي آنها به حدي بود كه حتي وقتي حضرت علي وصي (ع) به همراه حضرت زهرا (س) و فرزندانش مستقيما آنها را ارشاد مي كنند باز هم نمي پذيرند و ترس از مرگ را بهانه مي كنند!

به راستي امام خميني (ره) چه زيبا فرمودند كه : ملتي كه شهادت را افتخار خود مي داند هرگز شكست نمي خورد.

ولي همان همراهي مردم با فتنه گران در سقيفه باعث شد تا بنيان كج بنا نهاده شود. انحرافات شكل گيرد و بني اميه به حكومت برسند. نتيجه همه اين انحرافات جنگ هاي جمل و صفين ، شهادت حضرت علي ، تنها شدن امام حسن و در نهايت واقعه كربلاست كه البته در دوره هاي بعد و در زمان امامان بعد هم آن ديوار كج ضربه هاي زيادي به اسلام وارد كرد و فرزندان پيامبر را نوبت به نوبت به قتلگاه فرستاد. « أين الحسنُ أين الحسين ، أين أبناء الحسين ... »

حافظ چه زيبا از جور ولي نشناسان ، دهان به شكوه گشوده است:

رندان تشنه لب را آبي نمي دهد كس                   گويا ولي شناسان رفتند از اين ولايت

اما چه زيبا مي شود وقتي ملتي ولي شناس و زمان شناس مي شود و با شجاعت و درايت در ميدان حاضر مي شود و چشم طمع شيطان و عمّالش را كور مي كند. به راستي عاشوراي محرم ۶۳ هجری قمری تابلوي عبرت آميزي شد براي خلق تابلوي زيباي تاسوعاي دی ۱۳۸۸ هجری شمسی .

حال با تو سخن مي گويم اي حسين !

اگر نداي« هل من ناصر » تو را مردم زمانت اجابت نكردند و سرهايتان را با تيغ جفا جدا كردند ، شاهد باش كه آن خون هاي پاك به هدر نرفته است و امروز پس از هزار و چندي سال ، مردم ايران با افتخار نداي « لبيك يا خامنه اي لبيك يا حسين » است سر مي دهند و ولي زمان را بر بالاي سر خود نگاه مي دارند و اينگونه ثايت كرده اند كه مي توانند ميزبان خوبي براي آخرين بازمانده ي خاندان عصمت و طهارت باشند.»

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 10 آذر1390 توسط علی جعفری |

 اين روزها كه تو خيابون هاي شهرهامون قدم مي زنيم همه جا سياه شده و بوي ماتم حسين به مشام مي رسه . شرف نظام ما به همين هاست. آبروي ملت ما به اين عزاداري هاست. خدا را شكر

اما بايد مراقب عزاداري هايمان باشيم!

در برخي مجالس روضه و در برخي مساجد و تكايا برخي نارسايي هاي فرهنگي به چشم مي خوره كه آدم دلش مي گيره. چون حتي توي اين مجالس امام حسين غريبه!

متن هاي سينه زني ناقص ، ‌آبكي ،‌ بي مورد و با آهنگ هاي آنچناني و ... !

در صورتي كه مجالس ما بايد مجالس امر به معروف و نهي از منكر باشه و مصائب امام حسين (ع) و اهل بيت و يارانش به درستي بيان بشه. بايد براي مردم حركت امام تبيين بشه و اين مجالس فرصتي براي افزايش معرفت و بصيرت مردم بشه بطوريكه نشانه هاي اين مراسمات پس از آن در جامعه نمود پيدا كنه.

مبادا كسي در عزاداري هاي محرم حضور داشته باشه ولي خودش و يا خانوادش نماز رو سبك بشمارند و يا در ساير واجبات دين كوتاهي كنند. عزاداري سيد و سالار شهيدان بدون انجام واجبات و ترك محرمات بي احترامي به شهداي كربلاست چرا كه آنها براي دين جهاد كردند و شهيد شدند و نه براي سينه زني و دسته روي ...

مبادا در ميان عزاداران باشند افرادي كه خود و يا خانواده اشان بي حجاب و يا به قول امروزي ها بدحجاب باشند. متاسفانه مي بينيم افرادي رو كه با وضعيت نا مناسب در اين مراسم حضور پيدا مي كنند !

روحانيون و مداحان محترم دقت داشته باشند كه در كنار ذكر مصائب اهل بيت (ع) ، امر به معروف و نهي از منكر را پررنگ داشته باشند.

گاهي اوقات ديده ميشه برخي هيئت هاي عزاداري در مركز شهرها دور ميدون ها رو قرق مي كنن و براي بازاري ها مشكلاتي رو ايجاد مي كنن و يا صداي مداحي ها رو تا آخر زياد مي كنن و از اين طريق ناهنجاري هايي رو بوجود ميارن! نميدونم واقعا هدف ، عزاداري براي امام حسين هست يا خودنمايي ها و ... ! آخه كي گفته كه براي عزاي امام حسين ، مزاحم رفت و آمد و كسب ديگران بشيم و يا آسايش ديگران رو سلب كنيم ؟!!! اين ها مردم آزاريست و در قواره يك شيعه نمي گنجه !

مبادا حضرت سيدالشهدا از برخي مجالس ما گلايه هايي داشته باشد !

نوشته شده در تاريخ شنبه 30 مهر1390 توسط علی جعفری |

بحث وحدت اصولگراها از همون روز اول خیلی پر سر و صدا شد و انتقادهای زیادی نصیبش کردن. شاید بشه با دستورالعمل زیر انتقادها رو فراموش کرد و یه جورایی با ۷+۸ کنار اومد.

۱- ۳ تا نفس عمیق بکشید

۲- چشماتونو ببندید و به خاطرات خوش بچگی فکر کنید

۳- اصولا به مسائل سیاسی زیاد فکر نکنید

۴- حتی بهتره که سیاست رو فراموش کنید

۵- اصلا سعی کنید دغدغه هاتون رو نسبت به نظام کنار بگذارید

۶- به کلی فتنه ۸۸ رو از ذهنتون پاک کنید

۷- اگه واقعا نمیشه ! حداقل بازیگران فتنه رو فراموش کنید

۸- نمیشه ؟!!! پس سعی کنید تا بعضی از آقایون اصولگرا رو قاطی بازی نکنید

۹- اگه باز هم نشد ! پس فراموش کنید که اونها در بحبوحه فتنه چه حرف هایی که نزدن!

۱۰- این رو که کلاْ فراموش کنید : چه کسانی اصلا حرف نزدن

۱۱- سعی کنید سایت ها و روزنامه های برخی آقایون رو به یاد نیارید

۱۲- اگه تا حالا خسته شدین ۳ تا نفس عمیق دیگه بکشید

۱۳-  ایام سیاه هفته ( مثلا یکشنبه سیاه ) در مجلس رو زیاد جدی نگیرید

۱۴- پشت گوش انداختن حرف های رهبری که انقدرها هم مهم نیست که حساس بشید!

۱۵- سیاه نمایی آقایون از وضعیت کشور هم طبیعیه ! غصه نخورید

۱۶- اصلا می دونین چیه ؟ من همه رو امتحان کردم نشد ! پس خودتون رو خسته نکنید!!!

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 مهر1390 توسط علی جعفری |

اتفاقاتي كه در طول 9 ماه گذشته در منطقه خاورميانه افتاده است بدون شك برخلاف مسيري بود كه صهيونيست جهاني سالها براي آن برنامه ريزي كرده بود.

قيام هاي مردمي كشورهاي عربي هرچند در تضعيف رژيم غاصب صهيونيستي نقش اساسي داشته است اما براي پايان دادن به عمر اين اشغالگران ، چند كشور مي توانند نقش آفريني تعيين كننده اي داشته باشند.

همانطور كه در نقشه مي بينيد كشور فلسطين در همسايگي خود كشورهاي مصر ، اردن ، سوريه و لبنان را دارد كه ذكر چند نكته مي تواند به  اهميت به ثمر نشستن قيام هاي مردمي در اين كشورها كمك كند.

فلسطين ، نقطه اتصال قاره ها

سرزمين فلسطين به لحاظ جغرافيايي در نقطه اتصال 3 قاره ي آسيا ، اروپا و افريقا واقع شده است و همين موضوع سبب شد تا بسياري از مأموريت ها در اين منطقه قابليت اجرايي داشته باشد. حتي ما مي بينيم كه بسياري از پيامبران الهي در اين سرزمين به رسالت برانگيخته شدند چراكه از اين مكان به دليل تردد زياد كاروان هاي تجاري به اقصي نقاط جهان ، پيام رسالت راحت تر به سراسر جهان مخابره مي شد. لذا به نوعي منطقه اي بي نظير و داراي فرصت هاي بسيار است. شايد همين استدلال ها باعث شده تا صهيونيست ها به هزار بهانه ي بافته شده پا به اين كشور نهادند.

لذا آزادي فلسطين براي اسلام از اهميت بالايي برخوردار است و در صورتي كه اسلام حاكميت آن را بر عهده بگيرد مي تواند نبض دنيا را در دست داشته باشد.

لبنان و سوريه ، دژهاي مستحكم

باز هم از روي نقشه كاملا مشخص است كه لبنان و سوريه مسيرهاي  ارتباطي خشكي از فلسطين به اروپا هستند و لذا صهيونيست ها نسبت به اين دو سرزمين نيز چشم ويژه اي دوخته اند و حتي سالها جنوب لبنان را در تصرف داشتند و پس از آزادي آن نيز يك جنگ 33 روزه تمام عيار را عليه حزب الله به راه انداختند چراكه نقطه اتكا اسلام در آن منطقه حزب الله است.

سوريه هم با هر هدف و نيتي تا به اينجا نقش موثري در تشكيل حلقه مقاومت عليه نفوذ و سيطره اسرائيل در منطقه داشته و البته چوبش را هم خورده است. همين فتنه اخيري كه در سوريه اتفاق افتاده و ورود عمّال صهيونيستي در اقدامات مسلحانه و جنگ رواني عليه دولت بشار اسد به خوبي بيانگر حقد و كينه هاي اسرائيل از آنهاست.

بنابراين اتفاقات سياسي در لبنان و سوريه براي جبهه اسلام اهميت به سزايي دارد. فعاليت هاي گروه 14 مارس در لبنان و فتنه دادگاه ترور رفيق حريري فقط در راستاي پياده شدن سياست هاي اسرائيل و امريكا در لبنان براي تضعيف حزب الله و در نهايت تضعيف حلقه مقاومت بود كه تا به اينجا با هوشياري مردم لبنان و درايت سيدحسن نصرالله ناكام مانده است اما نبايد فراموش كنيم كه در هر انتخاباتي امكان سربرآوردن غده 14 مارس وجود دارد.  لزوم وحدت بين اديان براي تقابل با اسرائيل با توجه به پراكندگي اديان از مسيحيت تا تشيع هم در لبنان بسیار ضروری به نظر می رسد.

در سوريه هم به همين شكل است. هوشياري مردم نسبت به اتفاقات اين كشور تعيين كننده است. امري كه تا به حال وجود داشته و دولت اسد همچنان پابرجاست. اما اگر اسد مي خواهد همچنان مورد تاييد باشد بايد رضايت اكثريت مردم كشورش را با اصلاحات سياسي مناسب به دست آورد تا بهانه اي براي فتنه انگيزي ندهد.

مصر ، همسايه اي قدرتمند

مصر در جنوب غربي فلسطين و همسايه غزه به شمار مي رود. اين كشور به لحاظ تاريخي ، سياسي و اقتصادي از كشورهاي طراز اول جهان عرب محسوب مي شود. پس از حسني نامبارك در صورتي كه در انتخابات آينده ، اسلام گراها حاكميت را در اختيار بگيرند ( كه انتظار هم مي رود چنين باشد ) ، رژيم صهيونيستي ضمن از دست دادن متحدي بزرگ ، قدرت اسلام را از جنوب هم احساس خواهد كرد. تسخير سفارت اسرائيل در قاهره و به آتش كشيدن لوله هاي انتقال گاز از مصر به فلسطين اشغالي اصلا نشانه هاي خوبي براي آينده اسرائيل نيستند. بدون شك با قدرت گرفتن اسلام در مصر و آغاز تعاملات ايران با اين كشور ، اسرائيل در ديوارهاي خودساخته محبوس تر مي شود. به همين خاطر است كه آنها دست از سر انقلاب مصري ها بر نمي دارند و به دنبال ايجاد تنش ديني و مذهبي در اين كشورند ولي با توجه به عمق بيداري اسلامي در مصر ، بعيد به نظر مي رسد كه بتوانند آن را متوقف كنند.

اردن ، مرزدار بزرگ فلسطين

اردن طولاني ترين مرزها را با فلسطين دارد. ارتباط تنگاتنگ و نزديك عبدالله پادشاه اين كشور به اسرائيل هم ، مطمئنا خدمت بزرگي به صهيونيست هاست چرا كه خيال آنها از بابت مرزهاي شرقي را راحت مي كند.

حال با توجه به اين هم مرزي ، اهميت حضور در صحنه مسلمانان اردني در انقلاب عليه پادشاه مزدوري مانند عبدالله دوم ، نمايان مي شود. بطوريكه مي توان گفت اگر اردني ها همانند مصري ها و بحريني ها و يمني ها و ... به انقلاب خود ادامه دهند و از اهداف خود كوتاه نيايند و تا تشكيل دولت اسلامي پيش روند مي توانند اسرائيل را از جهات مختلف به محاصره اسلام درآورند. اما ...

اما مسلم است كه استكبار جهاني در برابر اردن كوتاه نخواهد آمد و اين تنها شانس باقي مانده خود را به راحتي رها نمي كند و يقينا با چنگ و دندان از آن دفاع مي كند. لذا انقلاب اردني ها بايد پررنگ و با حضور همه جانبه مردم ادامه يابد چون اگر همه مردم يك حرف را فرياد بزنند ، حكومت پادشاهي چاره اي جز رفتن ندارد.

البته با قوت گرفتن انقلاب در اردن ، احتمال دخالت نظامي ناتو در اين كشور هم مي رود. لذا تحركات سياسي در اين كشور بايد با حساسيت بيشتري دنبال شود.

در پايان

با كنار هم گذاشتن همه اين شرايط ، مي توان نتيجه گرفت كه ديگر ، ملت هاي منطقه ، اسرائيل و امريكا را نمي خواهند و فقط اين حاكمان اند كه مقاومت مي كنند و اگر همين مسير ادامه يابد بايد تكليف اسرائيل به نحوي مشخص شود كه آن را هم حضرت امام خامنه اي به بهترين شكل بيان كردند. ايشان در بیاناتشان در پنجمین اجلاس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین اينطور فرمودند كه : «طرح جمهوری اسلامی برای حلّ قضیه‌ی فلسطین و التیام این زخم كهنه ، طرحی روشن ، منطقی و منطبق بر معارف سیاسی پذیرفته شده‌ی افكار عمومی جهانی است كه قبلاً به تفصیل ارائه شده است . ما نه جنگ كلاسیك ارتشهای كشورهای اسلامی را پیشنهاد میكنیم ، و نه به دریا ریختن یهودیان مهاجر را ، و نه البته حكمیّت سازمان ملل و دیگر سازمانهای بین‌‌المللی را . ما همه پرسی از ملت فلسطین را پیشنهاد میكنیم . ملت فلسطین نیز مانند هر ملت دیگر حق دارد سرنوشت خود را تعیین كند و نظام حاكم بر كشورش را برگزیند . همه‌ی مردم اصلی فلسطین از مسلمان و مسیحی و یهودی ـ نه مهاجران بیگانه ـ در هر جا هستند ؛ در داخل فلسطین ، در اردوگاهها و در هر نقطه‌ی دیگر ، در یك همه پرسی عمومی و منضبط ، شركت كنند و نظام آینده‌ی فلسطین را تعیین كنند . آن نظام و دولت برآمده از آن پس از استقرار ، تكلیف مهاجران غیر فلسطینی را كه در سالیان گذشته به این كشور كوچ كرده‌اند ، معین خواهد كرد . این یك طرح عادلانه و منطقی است كه افكار عمومی جهانی آن را به درستی درك میكند و میتواند از حمایت ملتها و دولتهای مستقل برخوردار شود .»

بنابراین اسرائيل چاره اي ندارد جز اينكه از همین حالا و حتی تا پیش از برگزاری آن همه پرسی از طریق درياي مديترانه پا به فرار بگذارد و براي هميشه سرزمين مقدس فلسطين را ترك كند. إن شاءالله

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 مهر1390 توسط علی جعفری |

به مناسبت هفته نيروي انتظامي به فكرم رسيد ضمن عرض خسته نباشيد و خدا قوت به عزيزان زحمت كش اين نهاد ارزشمند ، يك پيشنهاد هم براشون داشته باشم! شايد به كارشون بياد!!

ماجرا از اين قراره كه سروصداهاي زيادي سر قضيه برخورد با بدحجابي توي جامعه ما شده و بعضي ها به اصل قضيه ، بعضي ها به شيوه اجرا و بعضي ها هم به نوع برخورد پليس با خانم هاي محترم بدحجاب ! اعتراض كردن.

حالا من نشستم زحمت كشيدم و فكر كردم چطور ميشه اين قضيه رو با يك سري تغييرات انجام داد تا به نحو احسن جواب بده.

پيشنهاد من اينه كه از اين به بعد به جاي برخورد با خانم هاي محترم بي حجاب و يا بدحجاب ، طرح « جمع آوري و برخورد با مردان بي غيرت » رو اهالي نيروي انتظامي در دستور كارشون بذارن ! باور كنيد طرح خوبيه و جواب ميده !!

آخه مي دونين چيه ؟ مرد با غيرتش شناخته ميشه ، زن با حيا

حالا درسته كه بعضي خانم هاي محترم امروزي سمبل بي حيايي شدن و حجاب مجاب رو گذاشتن كنار ولي بدتر اينه كه مردها غيرتشون رو ريختن تو جوب و ناموسشون رو تو خيابون ها به نمايش ميذارن و جالب اينجاست كه اگه بهشون تذكر بدي ، تازه اينجا به غيرتشون بر ميخوره و خدا به داد تذكر دهنده برسه !

بذارين حكايت جالبي رو براتون تعريف كنم:

اندر حكايت است كه : مرد خوش غيرتي ! دست همسر مكرمه بد حجاب خويش را به دست داشت و اندر شلوغي خيابان در ميان جمعيت مي گذشت. ناگاه جواني پيش آمد و عرضه داشت : ببخشيد آقا ! اجازه مي فرمائيد چند لحظه اي به همسرتان نگاهي بياندازم ! مرد خوش غيرت هم كه حسابي به خشم آمده بود جوان را به باد كتك گرفت و حسابي از خجالتش به در آمد. جوان همچنان كه كتك مي خورد فرياد مي زد : آخر خوش انصاف ! من ديدم همگان دزدكي به همسرت نگاه مي اندازند ، گفتم مرامي بگذارم و اجازه اي از شما بستانم... !

خدايا ! به مردان ما غيرت و به زنان ما حيا عطا كن

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Themes By Blog Skin :.